تبلیغات
ღ ◑‿◐ ღ مطالب طنز... ღ ◑‿◐ ღ - بخونو بخند(3)

ღ ◑‿◐ ღ مطالب طنز... ღ ◑‿◐ ღ

با سلام ... ورود شمارا به وبلاگ ღ ◑‿◐ ღ مطالب طنز... ღ ◑‿◐ ღ خوش آمد میگویم ... برای مشاهده کامل مطالب از آرشیو مطالب وبلاگ استفاده کنید.

 

مطالب طنز و خنده دار, جوک های جدید و خنده دار

 

 

 

 

سالای پیش جایزه بانک ملت یه منزل مسکونی بود،

 

 امسال شده ۶۰ لیتر بنزین،سال دیگه

 

 میشه یه شونه تخم مرغ،

 

 سال بعدشم دوتا تافتون یه بربری هم وسطش!!

 




هیچ کادوی زشت و به درد

 

 نخوری دور انداخته نمیشود !

 


فقط از خانه ای به خانه دیگر و از شخصی به

 

 شخص دیگر منتقل میشود !



 

 

 

 



قبل از ١٢ بخوابیم میگن مرغی، بعد از ١٢ بخوابیم
 
 میگن جغدی، رأس ١٢ بخوابیم میگن بمیر بابا
 
 با این سر وقت خوابیدنت...
 

چه غلطی كنیم بالاخره؟

 




بچه هه تا دیروز واسه باباش چشم-چشم-دو ابرو میکشید
 
، امروز شاخ و شونه میکشه





تو تاکسی بودیم، بعد راننده هه اومد از یه
 
 فرعی تو اصلی بپیچه به راست، از 5 نفر آدم
 
 تو ماشین 4 نفر سمت چپو نگاه کردن که ببینن ماشین
 
 میاد یا نه. تنها کسی که نگاه نکرد راننده بود



پسورد اینترنت وایدیسم رو عوض کردم، همسایمون
 
 زنگ زده میگه پسوردتو عوض کردی؟ میگم نه!
 
 میگه آخه قبلا شماره موبایلت بود،
 
 الان هرچی میزنم کانکت نمیشم!!
 
 


رفتم شلوار جین بخرم، اولی رو پرو کردم یه کم
 
 تنگ بود. فروشنده گفت: یه دوبار بپوشی جا باز میکنه!
 
 دومی رو پوشیدم یه کم گشاد بود. فروشنده گفت:
 
 چیزی نیست یه دو بار آب بخوره تنگ میشه!


رفتم شلوار بخرم میگم کجاییه؟ میگه ایتالیاییه؛
 
 میگم چرا پرچم ایران داره پس؟ میگه دِ! این پرچم
 
 ایتالیاست! میگم پس این الله وسطش چیه؟
 
 میگه برای ایران زدن دیگه!!
 


تو کوچه ترقه زدند، پیرزنه دم در وایساده بود
 
 هفت جد یارو رو نفرین کرد؛ دو دقیقه بعد
 
 نوه خودش ترقه زد در حد بمب هیدروژنی! پیرزنه گفت
 
 قربون قد و بالات مادر مواظب باش!
 


میری آدامس اوربیت بخری، بقاله به جای
 
 بقیه پول، بهت آدامس شیک میده!
 



یه تی شرت خریدم کلی مارک نایک روشه بعد رو
 
 یقهش نوشته تولیدی برادران عباسپور! 



 .این قدر از ترس این که شناسایی نشیم
 
 این ور و اون ور با اسم مستعار کامنت گذاشتیم
 
اسم خودمونو یادمون رفته



وقتی مضرات سیگار رو توی یه مجله خوندم انقدر
 
 
 ترسیدم که قسم خوردم دیگه مجله نخونم


 
آخرش نفهمیدیم این بچه های مردم کیا هستن
 
 که یه عمره باباها اونارو به رخمون میکشنو
 
سرکوفتمون میزنن؟! هرچی هم تلاش میکنیم بهشون نمیرسیم






تو قرعه کشی بانک ده هزار تومن برنده شدم،
 
 همه اهل محل توقع شیرینی دارن



پشت چراغ قرمز یه گدایی اومده کنار ماشین.. ا

میگم برو اونور پول ندارم.. ا

میگه نمیگفتی هم از قیافت معلوم بود



یارو یه ساختمون 5 طبقه رو تو خیابون فرشته
 
 اجاره داده. حساب که کردیم دیدیم حداقل
 
 ماهی 35میلیون تومن فقط از اجاره
 
 این ساختمون داره درمیاره. اونوقت
 
 اومده گیر داده میگه برین برام تو
 
 سایت یارانه ها ثبت نام کنید!!! تازه
 
 ناراحت هم هست که چرا نتونسته یارانه
 
 
 دوره قبل رو بگیره




قدیما لامپارو روشن میزاشتیم میرفتیم مسافرت
 
 که دزد فک کنه یکی خونست ... الان هر جوره حساب میکنیم
 
 لامپارو خاموش کنیم و دزد بزنه به صرفه تره

یک حقیقت تلخ:
 

توی تختخوابتی، ساعت 6 صبحه، 5 دقیقه چشمات و میبندی
 
 . . . و ساعت 7:45 دقیقه ست

توی کلاسی، ساعت 9:30 صبحه، 5 دقیقه چشمات و میبندی
 
 . . . و ساعت هنوز 9:31 دقیقه است !
 
 
اینم از مجلس ختم، با كفش رفتیم
 
 با دمپایی برگشتیم !

 

یه عمر رفتیم سینما آخر نفهمیدیم دستههای
 
 صندلیش ماله خودمونه یا بغل دستیمون!!


 
 

 


[ چهارشنبه 2 اسفند 1391 ] [ 04:16 ب.ظ ] [ Sahar_S_M ]

[ نظرات() ]


نمایش نظرات 1 تا 30